خرید بک لینک
چرا...بر قلب گل غم مي نشيند؟

چرا ...پروانه از عشق مي سوزد؟

چرا ...هميشه در فكر بارانيم ؟

چرا ...احساس در دل مردم خشكيده است ؟

چرا ...شكستن بي صداست ؟

چرا...عاشقها به عشق نميرسند؟

چرا... لاله و شقايقها رنگ خونند؟

چرا ...عاشق هميشه گريان است؟

چرا ...قناري در قفس ميخواند ؟

چرا ...جغدها روزنمي بينندوشب گريا نند؟

چرا...كبوترها روي ديوارند؟

چرا ...پرندگان هم ميميرند ؟

چرا ...دردها بغض مي شوند؟

چرا ...دلها هميشه بهونه ميگيرند؟

چرا...تنهايي داوي درد بي درمان است؟

چرا... گل زنداني گلدان است ؟

چرا ..غروب هميشه دلگير است ؟

چرا ...شعر رود هميشه رفتن است ؟

چرا ...نا له باد هميشه زوزه است ؟

چرا...ابرها با ما يكرنگ نيستند؟

چرا... كوهها هميشه صبورند؟

چرا...كوير هميشه خشك وخاردارست؟

چرا... دريا گاهي وحشيست؟

چرا ...روح سا حل خط خطيست ؟

چرا ...سر سفره هفت سين ماهي توي تنگ است ؟

چرا ...مسا فر هميشه تنهاست ؟

چرا ...نگاه هميشه گمراه است؟

چرا ...كلاغ هميشه دزداست ؟

چرا ...پرستو هميشه خانه بدوش است ؟

چرا....سرنوشت هميشه تلخ است؟

چرا ...تقدير...

بقیه متن

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: جمعه 19 تير 1405 ساعت: 1:44

صفحه بندی